کلمات و عباراتی که برای افراد دارای معلولیت به کار می بریم مهم هستند!
راهنمای بهتر نوشتن در مورد افراد دارای معلولیت
افراد دارای معلولیت در درجۀ اول، فرد/ انسان هستند. معلولیت بیماری نیست و افراد دارای معلولیت، بیمار نیستند. آنها قهرمان و سوپرمن هم نیستند؛ تنها دارند مثل همۀ انسان های دیگر به بودن و زندگی سادۀ خود ادامه می دهند. کلمات قدرتمند هستند. لازم است همۀ ما در انتخاب کلماتی که برای افراد دارای معلولیت به کار می بریم دقت کنیم تا تصویری محترمانه و متعادل از افراد دارای معلولیت به نمایش بگذاریم.

کلمات قدرتمند هستند.
کلماتی که استفاده می کنید و تصویری که از افراد دارای معلولیت به نمایش می گذارید مهم هستند. این گزاره برگ، راهنمایی در مورد استفاده از زبانی صحیح، خنثی و عینی در جهت ارائۀ تصویری محترمانه و متعادل از افراد دارای معلولیت است.
از فرد بپرسید آیا تمایل دارد معلولیت خود را فاش کند؟
تصور نکنید که همۀ افراد دارای معلولیت مایل به افشای معلولیت خود هستند. در عین حال که برخی از افراد در محافل عمومی در مورد معلولیت خود صحبت می کنند؛ اما برخی دیگر ترجیح می دهند در منظر عموم به عنوان یک فرد دارای معلولیت شناخته نشوند.
بر روی توانمندی ها تأکید کنید؛ نه محدودیت ها.
به جای کارهایی که افراد نمی توانند انجام دهند، روی کارهایی که می توانند انجام دهند تأکید کنید. این امر بسیار قدرت بخش است.
استفاده کنید | استفاده نکنید |
افرادی که از ویلچر استفاده می کنند. Person who uses a wheelchair |
ویلچری، ویلچر باند، محدود و بسته به ویلچر. Wheelchair-bound; confined to a wheelchair |
افرادی که از یک وسیلۀ ارتباطی استفاده می کنند؛ افرادی که از روش ارتباطی جایگزین استفاده می کنند. Person who uses a communication device; uses an alternative method of communication |
نمی تواند صحبت کند، کلام ندارد. Is non-verbal; can’t talk |
در کل، اول به فرد و بعد از آن به معلولیت اشاره کنید.
افراد دارای معلولیت در درجۀ اول، فرد/ انسان هستند. برچسب زدن به یک فرد، تمام افرادی که آن شرایط را دارند را یکسان فرض می کند و می تواند غیر محترمانه و غیر انسانی باشد. یک فرد، معلولیت، شرایط یا تشخیص نیست؛ او معلولیت دارد، شرایطی دارد یا تشخیصی دریافت کرده است.
استفاده کنید | استفاده نکنید |
فرد/ افراد دارای معلولیت. Person with a disability, people with disabilities |
ناتوان/ معلول. Disabled person; the disabled |
مرد دارای پاراپلژی. Man with paraplegia |
پاراپلژیک/ فلج/ مرد فلج. Paraplegic; paraplegic man |
شخص دارای معلولیت یادگیری. Person with a learning disability |
دیر آموز/ کند آموز. Slow learner |
دانش آموزی که خدمات آموزشی ویژه دریافت می کند. Student receiving special education services |
استثنایی. Special education student |
شخص کوتاه قامت. A person of short stature or little person |
کوتوله/ ریزه. Dwarf, midget |
همیشه از خود فرد در مورد کلماتی که ترجیح می دهد بپرسید.
افراد دارای معلولیت در هنگام اشاره به معلولیت ترجیحات متفاوتی دارند. برخی از افراد، معلولیت را به عنوان بخشی اساسی هویت خود می بینند و ترجیح می دهند ابتدا با معلولیت خود معرفی شوند (نوشتن هویت مقدم است)؛ در حالی که برای برخی دیگر از افراد، نوشتن شخص مقدم است. برای مثال فرد دارای ناشنوایی به جای ناشنوا، یا فرد دارای اوتیسم به جای اوتیستیک.
از زبانی خنثی استفاده کنید.
از زبانی استفاده نکنید که فرد را منفعل و کمبود چیزی را نشان دهد؛ مثلاً از واژه هایی که معنی قربانی، ضعیف، علیل یا ناتوان بدهند استفاده نکنید.
استفاده کنید | استفاده نکنید |
فردی که سکته کرده است. Person who has had a stroke |
قربانی سکته. Stroke victim |
معلولیت مادرزادی. Congenital disability |
نقص بدو تولد/ مادرزادی. Birth defect |
فرد دارای صرع. Person with epilepsy |
فرد رنجور از صرع، صرعی/ غشی. Person afflicted with epilepsy, epileptic |
فرد دارای ضربۀ مغزی. Person with a brain injury |
ضربه مغزی/ آسیب دیدۀ مغزی. Brain damaged, brain injury sufferer |
بازماندۀ سوختگی. Burn Survivor |
قربانی سوختگی. Burn Victim |
از زبانی استفاده کنید که به جای تأکید روی وجود معلولیت، روی نیاز به تسهیلات تأکید کند.
واژۀ Handicapped (در فارسی معادل معلول/ ناتوان/ فلج) بار منفی دارد و امروزه استفاده نمی شود.
استفاده کنید | استفاده نکنید |
پارکینگ قابل دسترس/ ویژه. Accessible parking |
پارکینگ معلولین. Handicapped parking |
اتاق استراحت قابل دسترس. Accessible restroom |
اتاق استراحت معلولین. Disabled restroom |
از تعابیر ترحم آمیز استفاده نکنید.
کلماتی که تعابیری مثل توانمندی های متفاوت، مبارز، توانمند با دست (در فارسی کاربرد تعبیر روشن دل به جای فرد دارای مشکل بینایی) یا استثنایی را منتقل می کنند، اغلب ترحم آمیز در نظر گرفته می شوند.
از زبان توهین آمیز استفاده نکنید.
تعابیری مثل عجیب الخلقه (freak)، عقب مانده (retarded)، لنگ، فلج، چلاق (lame, cripple)، سبک مغز، خرفت (imbecile)، دیوانه یا روانی (crazy or psycho) توهین آمیز تلقی می شوند.
افراد را فارغ از معلولیت شان توصیف کنید.
به هنگام مقایسۀ افراد دارای معلولیت و افراد بدون معلولیت، از عبارت هایی که بر کلیشه های منفی در مورد افراد دارای معلولیت دلالت دارد استفاده نکنید.
استفاده کنید | استفاده نکنید |
افراد بدون معلولیت. People without disabilities |
نرمال، طبیعی، سالم، توانمند، کامل. Normal, healthy, able-bodied, whole |
او کودکی بدون معلولیت است. She is a child without disabilities |
او کودکی نرمال است. She is a normal child |
به خاطر داشته باشید که معلولیت، بیماری نیست و افراد دارای معلولیت، بیمار نیستند.
افراد دارای معلولیت در عین اینکه ممکن است شرایط مزمنی مثل آرتریت یا دیابت داشته باشند؛ اما می توانند سالم (healthy) باشند. تنها وقتی می توانید آنها را بیمار (patient) بنامید که برای مشکلی در رابطه با سلامتی به بیمارستان یا مراکز درمانی (نه مراکز توانبخشی) مراجعه کرده باشند. (فرد دارای معلولیت که به مراکز توانبخشی مراجعه می کند client یا مراجع نامیده می شود).
از زبانی که به کلیشه های منفی در مورد معلولیت های روانی دامن می زند استفاده نکنید.
برای بی اثر کردن استیگمای (برچسب) معلولیت های مربوط به روان باید کار زیادی انجام شود. انجمن روانپزشکی آمریکا، دستورالعمل های جدیدی برای گفتمان مسئولانه در مورد سلامت روان در اختیار قرار داده است.
استفاده کنید | استفاده نکنید |
او تشخیص اختلال دو قطبی دریافت کرده است. او با اختلال دو قطبی زندگی می کند (دارد). He has a diagnosis of bipolar disorder; he is living with bipolar disorder |
او دو قطبی است. او مانیک/ شیدا - افسرده است. He is (a) bipolar; he is (a) manic-depressive |
اقدام به خودکشی. Attempted suicide |
خودکشی ناموفق. Unsuccessful suicide |
با خودکشی درگذشت (تأکید و توجه روی فرد فوت شده است). Died by suicide |
مرگ خودکشی (تأکید و توجه رو شیوۀ مرگ است). Committed suicide |
دریافت کنندۀ خدمات سلامت روان است. Is receiving mental health services |
بیمار / کیس روان. Mental Health patient/case |
شخص دارای اسکیزوفرنی. Person with schizophrenia |
اسکیزوفرنی/ اسکیزوفرنیک/ اسکیزو. Schizophrenic, schizo |
فرد دارای اختلال سوء مصرف مواد، فردی که مشکلاتی در رابطه با الکل یا مواد تجربه می کند. Person with substance use disorder; person experiencing alcohol/drug problem |
معتاد، مصرف کننده، شیره ای. Addict, abuser; junkie |
او شرایطی در رابطه با سلامت روان یا معلولیت مربوط به روانپزشکی دارد. She has a mental health condition or psychiatric disability |
او بیمار روانی است/ از لحاظ احساسی پریشان است/ دیوانه است. She is mentally ill/emotionally disturbed/ insane |
افراد دارای معلولیت که به موفقیتی دست یافته اند را به شکلی متعادل به تصویر بکشید؛ نه قهرمان یا سوپرمن.
با قهرمان خواندن و الهام بخش نامیدن فرد دارای معلولیت داستان نسازید. چون افراد دارای معلولیت مثل همۀ افراد در حال زندگی کردن هستند. کلیشه ها ممکن است این انتظارات نادرست را ایجاد کنند که همۀ افراد دارای معلولیت، الهام بخش هستند یا باید باشند. مردم ممکن است از افراد دارای معلولیت الهام بگیرند همانطور که ممکن است از هر شخص دیگری الهام بگیرند. همۀ انسان ها در زندگی با چالش هایی روبرو هستند و افراد دارای معلولیت مستثنی نیستند.
جز در موارد ضروری به معلولیت فرد اشاره نکنید.
در مطلبی که می نویسید ممکن است ذکر این که فرد داستان، مشکل بینایی دارد یا از ویلچر استفاده می کند ضروری نباشد. تنها در صورتی به وجود معلولیت اشاره کنید که برای ادای مطلب ضروری و حیاتی باشد؛ برای مثال " فلانی که خودش از ویلچر استفاده می کند، در مورد تجربیاتش از استفاده از حمل و نقل عمومی با ویلچر چنین می گوید ..."
به جای داستان های اشک آور، داستان های متعادل دوست دار انسان را نشر دهید.
داستان های اشک درآور در مورد بیماری های صعب العلاج، ناتوانی های مادرزادی یا آسیب های شدید که قصد برانگیختن حس ترحم دارند، تنها کلیشه های منفی را تداوم می بخشند و کارکرد دیگری ندارند.
منبع:
comment